آیا اولین بازدید شماست؟ ثبت نام

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: حکایت غرور

  1. #1
    nasim آنلاین نیست.
    همراه


    حکایت غرور

    در دوران گذشته دو برادر یکی به نام «ضیاء» و دیگری به نام «تاج» در شهر بلخ زندگی می کردند. ضیاء مردی بلندبالا، بذله گو، نکته سنج و خوش اخلاق بود. اما برادرش «تاج» قدی بسیار کوتاه داشت، با این حال از علم بالایی بهره می برد، به همین سبب به برادرش به دیده حقارت می نگریست. حتی از وجود او خجالت می کشید.
    روزی ضیاء به مجلس برادرش تاج که با حضور شخصیت های بزرگ برپا شده بود وارد شد، ولی غرور علمی تاج مانع از آن شد که به احترام برادرش بایستد. از این رو نیم خیز شد و به سرعت نشست.
    وقتی ضیاء از برادرش آن حرکت ناپسند را دید، با کنایه ای که حکایت از نکته سنجی او داشت، فی البداهه به مزاح گفت: «چون خیلی بلند قامتی، برای ثواب، کمی هم از آن قامت سروت بدزد.


    › See More: حکایت غرور

  2. کاربر مقابل از nasim عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:


 

 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کسانی که مطلب فوق را خوانده اند ، به این مطالب هم سر زده اند :

  1. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 10-13-2014, 01:21 PM
  2. ویندوز ۳۲ بیت و ۶۴ بیت|سوالات متداول
    توسط Sina در انجمن ترفندهای کامپیوتری
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 08-30-2014, 09:59 PM
  3. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 07-06-2014, 12:52 PM
  4. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 03-11-2014, 10:03 PM
  5. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 12-12-2013, 12:07 AM

کاربران برچسب زده شده

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •