از این قسمت می توانید عضو شوید: ثبت نام

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 9 , از مجموع 9
  1. #1
    Sina آنلاین نیست.
    مدیر وب سایت

    قهرمان Atomica

    شعرکده ...نسخه طنز

    همی سلام به سوی یار
    برو بخور ماست با خیار
    (شاعر:سینا از آلبوم همین طور یهویی )



    خب از اسم تاپیک مشخصه،
    شعر طنز بزارید ملت شاد شن
    از خودتون هم باشه چه بهتر


    بینم چه میکنید!







    › See More: شعرکده ...نسخه طنز
    تا شدم بی خبر از خویش، خبرها دیدم // بی خبرشو که خبرهاست در این بی خبری
    شرط اول #ری_استارت شدن!

  2. 3 کاربر مقابل از Sina عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند .


  3. #2
    Sina آنلاین نیست.
    مدیر وب سایت

    قهرمان Atomica

    خدایا تی قربان بِشم *** نیشتی بونم راه بشم!!

    (خدایا قربونت برم،در حالت نشسته هم راه برم؟!!)

    رشتی ها وقتی اولین بار سوار ماشین یا اتول شده بودند



    تا شدم بی خبر از خویش، خبرها دیدم // بی خبرشو که خبرهاست در این بی خبری
    شرط اول #ری_استارت شدن!

  4. 3 کاربر مقابل از Sina عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند .


  5. #3
    Sina آنلاین نیست.
    مدیر وب سایت

    قهرمان Atomica

    یِه رو خرِ مَش غلام رَم کِرد

    (یک روز خر مش غلام رم کرد)

    پالونِ اناخدَه بارِ کم کِرد


    (پالون انداخته و بارُ کم کرد)

    اوسار اَ گردنش سَوا کرد

    (افسار از گردنش جدا کرد)

    بَن اَ سر و دسِ و پاش وا کرد

    (بند از سر و دست و پاش وا کرد)

    میخ طولَنِ کَن وَ شد فراری

    (میخ طویله را کند و شد فراری)

    لری

    تا شدم بی خبر از خویش، خبرها دیدم // بی خبرشو که خبرهاست در این بی خبری
    شرط اول #ری_استارت شدن!

  6. 3 کاربر مقابل از Sina عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند .


  7. #4
    نگار آنلاین نیست.
    همراه نمونه


    به به آقا سینا...احسنت

    خیزید و خز آرید که هنگام خزان است

    یارانه نگیرید که دولت نگران است

    کفگیر ته دیگ زده دولت تدبیر
    باد بدی از جانب صندوق وزان است

    دخل همه را کرده طرف خرج عطینا
    این کار ز موجودی صندوق عیان است

    فیکس است حقوق من و تو در همه سال
    نرخ همه اجناس ولی در نوسان است

    آن چیز که مفت است فقط جان من و توست
    حتی پفک و چیپس گران است

    یارانه نگیرید اگرچند بمیرید
    در روز جزا اجر همه باغ جنان است

    از فرط نخوردن چه کسی مرده بَبَم جان؟
    دانید نخوردن چقدر پرهیجان است؟



    " ﮔﯿﺮ ﺩﺍﺩﻥ ﺭﺳﺘﻢ ﺑﻪ ﺳﻬﺮﺍﺏ: "
    * ﭼﻨﯿﻦ ﮔﻔﺖ؛ ﺭﺳﺘﻢ ﺑﻪ ﺳﻬﺮﺍﺏ ﯾﻞ *
    * ﮐﻪ ﻣﻦ ﺁﺑﺮﻭ ﺩﺍﺭﻡ، ﺍﻧﺪﺭ ﻣﺤﻞ *
    * ﻣﮑﻦ ﺗﯿﺰ ﻭ ﻧﺎﺯﮎ 2 ﺍﺑﺮﻭﯼ ﺧﻮﺩ *
    * ﺩﮔﺮ ﺳﯿﺦ ﺳﯿﺨﯽ ﻣﮑﻦ، ﻣﻮﯼ ﺧﻮﺩ *
    * ﺷﺪﯼ ﺩﺭ ﺷﺐ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﮔﺮﻡ ﭼﺖ *
    * ﺑﺮﻭ ﮔﻤﺸﻮ ﺍﯼ ﺧﺎﮎ ﺑﺮ ﺳﺮﺕ *
    * اس ام اس ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻧﺖ ﺑﺲ ﻧﺒﻮﺩ *
    * ﮐﻪ ﺍﯾﻤﯿﻞ ﻭ ﭼﺖ ﻫﻢ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺭﻭ ﻧﻤﻮﺩ *
    * ﺭﻫﺎ ﮐﻦ ﺗﻮ ﺍﯾﻦ ﺩﺧﺖ ﺍﻓﺮﺍﺳﯿﺎﺏ *
    * ﮐﻪ ﻣﺎﻣﺶ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﯽ ﻧﻤﺎﯾﺪ ﮐﺒﺎﺏ *
    * ﺍﮔﺮ ﺳﺮﺑﻪ ﺳﺮ ﺗﻦ ﺑﻪ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﻫﯿﻢ *
    * ﺩﺭﯾﻐﺎ ﭘﺴﺮ، ﺩﺳﺖ ﺩﺷﻤﻦ ﺩﻫﯿﻢ *
    * ﭼﻮ ﺷﻮﻫﺮ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﻤﻠﮑﺖ ﮐﯿﻤﯿﺎﺳﺖ *
    * ﺯ ﺗﻮﺭﺍﻧﯿﺎﻥ ﺯﻥ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺧﻄﺎﺳﺖ *
    * ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﻣﮑﻦ ﺿﺎﯾﻊ ﺍﺯ ﺑﻬﺮ ﺍﻭ *
    * ﺑﻪ ﺩﺭﺳﺖ ﺑﭙﺮﺩﺍﺯ ﻭ ﺩﺍﻧﺶ ﺑﺠﻮ *
    * ﺩﺭﯾﻦ 8 ﺗﺮﻡ، ﺍﯼ ﯾﻞ ﺑﺎﮐﻼﺱ *
    * ﻓﻘﻂ 8 ﻭﺍﺣﺪ ﻧﻤﻮﺩﯼ ﺗﻮ ﭘﺎﺱ *
    * ﺗﻮ ﮐﺰ ﺩﺭﺱ ﻭ ﺩﺍﻧﺶ ﮔﺮﯾﺰﺍﻥ ﺑﺪﯼ *
    * ﭼﺮﺍ ﺭﺷﺘﻪ ﺍﺕ ﺭﺍ ﭘﺰﺷﮑﯽ ﺯﺩﯼ *
    * ﻣﻦ ﺍﺯ ﮔﻮﺭ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﭘﻮﻝ ﺁﻭﺭﻡ *
    * ﮐﻪ ﻫﺮ ﺗﺮﻡ، ﺷﻬﺮﯾﻪ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺩﻫﻢ *
    اگه کســــے هســـت که خیلــــے دوستــــش دارے...

    اگه اطمینـــــان دارے اونــــم تــــو رو دوستـــــت داره...

    عاشقانه در آغوشش بگیر و هیچ وقـــت ترکـــش نکن ،
    حتــــے به خاطر حرف آدمهــــاے اطرافــــت ......

    ایــــن جهان پر است از آدمهایے کــه
    چشـــم دیـــدن عشــــق رو نــــدارن ...

  8. 3 کاربر مقابل از نگار عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند .


  9. #5
    Sina آنلاین نیست.
    مدیر وب سایت

    قهرمان Atomica

    اینم مخصوص دانش مانش اموزان

    حلول ماه مهر
    ماه اتمام خوابهای رویایی
    شب بیداری های طولانی
    بخور بخواب و بیکاری
    گشت و گزار و عیاشی

    و دیگر هیچ...
    تا شدم بی خبر از خویش، خبرها دیدم // بی خبرشو که خبرهاست در این بی خبری
    شرط اول #ری_استارت شدن!

  10. 3 کاربر مقابل از Sina عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند .


  11. #6
    zahra آنلاین نیست.
    افتخاری


    ای عزیزان پشت کنکوری تا به کی داغ و درد و رنجوری ؟ تا به کی تست چند منظوره ؟ تا به کی التهاب و دلشوره ؟ شوخی و طعن این و آن تا چند ؟ ترس و کابوس امتحان تا چند ؟ غرق بحر تفکرید که چی ؟ بی خودی غصه میخورید که چی ؟ گیرم اصلاً شما به طور مثال کشکی، از بخت خوش، به فرض محال زد و شایسته دخول شدید توی کنکور هم قبول شدید یا گرفتید با درایت و شانس مدرک فوق دیپلم، لیسانس گیرم این نحسی است، سعدش چی ؟ اصلاً این هم گذشت، بعدش چی ؟ تازه از بعد آن گرفتاری نوبت رخوت است و بیکاری بعد مستی، خمار باید بود هی به دنبال کار باید بود آنچه داروی دردمندی هاست صفحات نیازمندی هاست گر رضایت دهی تو آخر سر گه شوی منشی فلان دفتر به تو گویند : بعله، دفتر ما هست محتاج آدمی دانا آشنا با اتوکد و اکسل و فری هند و آوت لوک و کورل باید البته لطف هم بکند چای هم، بین تایپ، دم بکند بکشد وانگهی به خوش رویی هفته ایی یک دوبار جارویی این که از این، حقوق هم فعلاً ماهیانه چهل هزار تومن! پس بیایید و عز و جز نکنید بی خودی هی جلز ولز نکنید
    ویرایش توسط شعرکده ...نسخه طنز zahra : 09-14-2014 در ساعت 12:46 AM
    در آمدنش شکی نیست
    برای زودتر آمدنش دعا کنیم ...

    اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج

  12. 3 کاربر مقابل از zahra عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند .


  13. #7
    zohreh آنلاین نیست.
    همراه


    واااااااااااای من با این شعره مردم از خنده (خدایا تی قربان بِشم *** نیشتی بونم راه بشم!!

    (خدایا قربونت برم،در حالت نشسته هم راه برم؟!!)

    رشتی ها وقتی اولین بار سوار ماشین یا اتول شده بودند
    )

    به افتخاره همه شمالی های عزیز.....

    http://1upkhob.ir/uploads/sir-after-...f-his-wife.jpg
    مردها کاین گریه در فقدان همســــر می کنند
    بعد مرگ همســـر خود ، خاک بر سر می کنند !
    خاک گورش را به کیسه ، سوی منزل مــی برند !
    دشت داغ سینــه ی خـــود ، لاله پرور می کنند
    چون مجانین ! خیره بر دیوار و بر در مــی شوند
    خاک زیر پای خود ، از گریه ، هـــی ! تر می کنند
    روز و شب با عکــس او ، پیوسته صحبت می کنند
    دیده را از خون دل ، دریای احمــــر مـــی کنند !
    در میان گریه هاشان ، یک نظر ! با قصد خیـــــر !!
    بر رخ ناهیـد و مینــــا و صنــــوبر می کنند !
    بعدِ چنـــدی کز وفات جانگـــــداز ! او گذشـــت
    بابت تسلیّت خــود ! فکـــر دیگـــــر مـــی کنند
    دلبری چون قرص ماه و خوشگل و کم سن و سال
    جانشیــــن بی بدیل یار و همســـــر می کنند
    کــج نیندیشید !! فکــر همســـــر دیگر نیَند !
    از برای بچه هاشان ، فکر مـــادر مـــی کنند !!
    البته این فقط طنز بودا جسارتی به آقایون نشههههههههههههههههههههه

    ویرایش توسط شعرکده ...نسخه طنز zohreh : 09-14-2014 در ساعت 12:07 AM

  14. 3 کاربر مقابل از zohreh عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند .


  15. #8
    zahra آنلاین نیست.
    افتخاری


    الهی! باخاطری خسته، دل به کرم تو بسته,

    دست از اساتید شسته و در انتظار نمرات نشسته ام.

    پاس شوند کریمی,

    … پاس نشوند حکیمی،

    نیفتم شاکرم، بیفتم صابرم.

    الهی شهریه ها بالاست که میدانی ،وجیبم خالیست که میبینی.

    نه پای گریز از امتحان دارم ونه زبان ستیز با استاد،

    الهی دانشجویی راچه شاید و از او چه باید؟

    دستم بگیر یاارحم الراحمین . . . !
    در آمدنش شکی نیست
    برای زودتر آمدنش دعا کنیم ...

    اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج

  16. 3 کاربر مقابل از zahra عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند .


  17. #9
    ♪®¡ℑHε ℘¡®Aℑε S G آنلاین نیست.
    همراه نمونه


    ﻋﻤﻮ ﮐﻠﯿﭙﺲ ﻓﺮﻭﺵ ! ﺑﻠﻪ ! ﮐﻠﯿﭙﺲ ﮐﻢ ﻓﺮﻭﺵ ! ﺑﻠﻪ ! ﮐﻠﯿﭙﺴﺖ ﺟﺎ ﺩﺍﺭﻩ ؟ ﺑﻠﻪ ! ﺩﻭﺭِﺵ ﭘَﺮ ﺩﺍﺭﻩ ؟ ﺑﻠﻪ ! ﻋﻤﻮ ﮐﻠﯿﭙﺲ ﻓﺮﻭﺵ ! ﺑﻠﻪ ! ﻣﻦ ﮐﻠﯿﭙﺲ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻡ !! ﺑﻠﻪ ! ﻭﺍﺳﻪ ﯾﻪ ﺷﺐ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻡ !! ﺑﻠﻪ ! ﻋﻤﻮ ﭼﮑﻤﻪ ﻓﺮﻭﺵ !! ﺑﻠﻪ ! ﭼﮑﻤﻪ ﮐﻢ ﻓﺮﻭﺵ ! ! ﭼَﮑﻤﺖ ﻋُﻤﻖ ﺩﺍﺭﻩ ؟ ﺑﻠﻪ ! ﺍﺭﺗﻔﺎﻉ ﺩﺍﺭﻩ ؟؟ ﺑﻠﻪ ! ﻋﻤﻮ ﭼﮑﻤﻪ ﻓﺮﻭﺵ !! ﺑﻠﻪ ! ﻣﻦ ﭼﮑﻤﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ! ﺑﺎﺷﻪ ! ﻭﺍﺳﻪ ﯾﻪ ﺭُﺏ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻡ !!! ﺑﺎﺷﻪ واسه خواهرای علاقمند به کلیپس




    نيمه شب پريشب گشتم دچار کابوس

    ديدم به خواب حافظ توي صف اتوبوس

    گفتم: سلام حافظ گفتا : عليک جانم

    گفتم: کجا روي؟ گفت والله خود ندانم

    گفتم : بگير فالي گفتا نمانده حالي

    گفتم: چگونه اي؟ گفت: در بند بي خيالي

    گفتم که تازه تازه شعر و غزل چه داري؟

    گفتا که مي سرايم شعر سپيدباري

    گفتم: ز دولت عشق، گفتا: کودتا شد

    گفتم: رقيب، گفتا: کله پا شد

    گفتم: کجاست ليلي؟ مشغول دلربايي؟

    گفتا: شده ستاره در فيلم سينمايي

    گفتم: بگو، ز خالش، آن خال آتش افروز؟

    گفتا: عمل نموده، ديروز يا پريروز

    گفتم: بگو ز مويش، گفتا که مش نموده

    گفتم: بگو، ز يارش، گفتا ولش نموده

    گفتم: چرا؟ چگونه؟ عاقل شده است مجنون؟

    گفتا: شديد گشته معتاد گرد و افيون

    گفتم: کجاست جمشيد؟ جام جهان نمايش؟

    گفتا: خريده قسطي تلويزيون به جايش

    گفتم: بگو، ز ساقي حالا شده چه کاره؟

    گفتا: شدست منشي در دفتر اداره

    گفتم: بگو؛ ز زاهد آن رهنماي منزل

    گفتا: که دست خود را بردار از سر دل

    گفتم: ز ساربان گو با کاروان غم ها

    گفتا: آژانس دارد با تور دور دنيا

    گفتم: بگو، ز محمل يا از کجاوه يادي

    گفتا: پژو، دوو، بنز يا گلف نوک مدادي

    گفتم که قاصدت کو آن باد صبح شرقي

    گفتا که جاي خود را داده به فاکس برقي

    گفتم: بيا ز هدهد جوييم راه چاره

    گفتا: به جاي هدهد ديش است و ماهواره

    گفتم: سلام ما را باد صبا کجا برد؟

    گفتا: به پست داده، آورد يا نياورد؟

    گفتم: بگو ز مُشکٍ آهوي دشتِ زنگي

    گفتم: سراغ داري ميخانه اي حسابي؟

    گفتا: آنچه بود از دَم گشته چلو کبابي

    گفتم: بيا دو تايي لب تر کنيم پنهان

    گفتا: نمي هراسي از چوب پاسبانان؟

    گفتم شراب نابي تو دست و پا نداري؟
    گفتا که جاش دارم وافور با نگاري

    گفتم: بلند بوده موي تو آن زمان ها

    گفتا : به حبس بودم اَز ته زدند آن ها

    گفتم: شما و زندان؟ حافظ ما رو گرفتي؟

    گفتا: نديده بودم هالو به اين خرفتي




    خری آمد بسوی مادر خویش بگفت مادر چرا رنجم دهی بیش

    برو امشب برایم خواستگاری اگر تو بچه ات را دوست داری

    خر مادر بگفتا ای پسر جان تو را من دوست دارم بهتر از جان

    ز بین این همه خرهای خوشگل یکی را کن نشان چون نیست مشکل

    خر از شادمانی جفتکی زد کمی عرعر نمود و پشتکی زد

    بگفت مادر به قربان نگاهت به قربان دو چشمان سیاهت

    خر همسایه را عاشق شدم من به زیبائی نباشد مثل او زن

    بگفت مادر برو پالان به تن کن برو اکنون بزرگان را خبر کن

    به آداب و رسومات زمانه شدند داخل به رسم عاقلانه

    دو تا پالان خریدند پای عقدش یه افسار طلا با پول نقدش

    خریداری نمودند یک طویله همانطوری که رسم است در قبیله

    خر عاقد کناب خود گشائید وصال عقد ایشان را نمائید

    دوشیزه خر خانم آیا رضائی به عقد این خر خوش تیپ در آیی

    یکی از حاضرین گفتا به خنده عروس خانم به گل چیدن برفته

    برای بار سوم خر بپرسید که خر خانم سرش یکباره جنبید

    خران عرعر کنان شادی نمودند یونجه کام خود شیرین نمودند

    به امید خوشی و شادمانی برای این دو خر در زندگانی


    كنون رزم Virus و رستم شنو دگرها شنيدستي اين هم شنو


    كه اسفنديارش يكي Disk داد بگفتا به رستم كه اي نيكزاد

    در اين Disk باشد يكي فايل ناب كه بگرفتم از Site افراسياب

    چنين گفت رستم به اسفنديار كه من گشنه نون سنگك بيار

    جوابش چنين داد خندان طرف كه من نون سنگك ندارم به كف

    برو حال مي كن بدين Disk, هان! كه هم نون و هم آب باشد در آن

    تهمتن روان شد سوي خانه اش شتابان به سوي رايانه اش

    چو آمد به نزد Mini Tower اش بزد ضربه بر دكمه ي Pawerاش

    دگر صبر و آرام و طاقت نداشت مر آن Disk را در Drive اش گذاشت

    نكرد هيچ صبرو نداد هيچ لفت يكي List از Root ديسكت گرفت

    درآن Diskديدش يكي File بود بزد Enter آنجا و اجرا نمود

    كزان يكDemo شد پس از آن عيان ابا فيلم و موزيك و شرح و بيان

    به ناگه چنان سيستمش كرد Hang كه رستم در آن ماند مبهوت و منگ

    چو رستم دگر باره Reset نمود همي كرد Hang و همان شد كه بود

    تهمتن كلافه شد و داد زد ز بخت بد خويش فرياد زد

    چو تهمينه فرياد رستم شنود بيامد كه ليسانس رايانه بود

    بدو گفت رستم همه مشكلش وز آن Disk و برنامه خوشگلش

    چو رستم بدو داد قيچي و ريش يكي ديسك Bootable آورد به پيش

    يكيToolkit اندر آنDisk بود بر آورد آن را و اجرا نمود

    همي گشت Hard,Toolkit اندرش چو كودك كه گردد پي مادرش

    به ناگه يكي رمز Virus يافت پي حذف امضاي ايشان شتافت

    چو Virus را نيك بشناختش مر از Boot Sictor برانداختش

    يكي ضربه زد بر سرش Toolkit كه هر Byte آن گشت هشتاد Bit

    به خاك اندر افكند Virus را تهمتن به رايانه زد بوس را

    چنين گفت تهمينه با شوهرش كه اين بار بگذشت از پل خرش

    دگر باره اما خريت مكن ز رايانه اما تو صحبت مكن

    قسم خورد رستم به پرر نگيرد دگر Disk از اسفنديار
    ویرایش توسط شعرکده ...نسخه طنز ♪®¡ℑHε ℘¡®Aℑε S G : 09-16-2014 در ساعت 05:35 PM





  18. 4 کاربر مقابل از ♪®¡ℑHε ℘¡®Aℑε S G عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند .


 

 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربران برچسب زده شده

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •