آیا اولین بازدید شماست؟ ثبت نام

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1
  1. #1
    zelzeleh آنلاین نیست.
    افتخاری


    سِندبادنامه

    سِندبادنامه یا کتاب حکیم سندباد یا داستان هفت‌وزیر داستانی قدیمی است که آن را از موضوعات سندباد حکیم هندی می‌دانسته‌اند.

    این کتاب نخست به دستور نوح بن منصور سامانی توسط خواجه عمید ابوالفوارس فناروزی به فارسی دری ترجمه شد و نیز آن را به عربی نیز ترجمه کردند تحت عنوان «حکایة الملک المتوج مع امراة الملک و الحکیم السندباد و سبع الوزراء و حکایة کل واحد منهم». نسخه عربی این کتاب در استانبول به طبع رسیده‌است.

    ترجمه‌ای فارسی از سندبادنامه توسط محمد بن علی ظهیری سمرقندی که در قرن ششم هجری می‌زیسته چاپ شده‌است، ازرقی شاعر این داستان را به نظم در آورده‌است.

    ظهیری سمرقندی این کتاب را با بهره‌گیری از آیات قرآن، حدیث‌ها، سروده‌ها و زبانزدهای فارسی و عربی، آرایه‌های گوناگون ادبی و آن گونه که در آن دوره معمول بوده‌است، به نثر فنی آراسته‌است.

    کتاب سندبادنامه در سال ۱۹۴۸ میلادی توسط احمد آتش در ترکیه تصحیح شده‌است که خالی از اشکال نبود. تصحیح دیگری در سال ۱۳۸۱ در ایران توسط مرکز پژوهشی میراث مکتوب و با همکاری مرکز بین‌المللی گفتگوی تمدن‌ها به چاپ رسیده‌است. این کتاب توسط محمّد باقر کمال‌الدینی تصحیح شده‌است. بازنویسی این کتاب با روایتی ساده و روان به وسیلۀ مهدی نصیری دهقان با عنوان «شاهزاده و هفت وزیر فرزانه» توسّط انتشارات شانی در سال ۱۳۸۹ منتشر شده‌است.

    درون‌مایه [ویرایش]

    سندبادنامه در موضوع آداب کشورداری و رفتار با رعیت است و از دیدگاه ساختار با کلیله و دمنه همانندی دارد یعنی یک داستان اصلی که در ضمن آن داستان‌ها و قصه‌های دیگری نیز می‌آید و آن داستان اصلی شبیه داستان سیاوش و سودابه و قصه یوسف و زلیخا است.

    خلاصهٔ داستان [ویرایش]

    مجموعه حکایت‎ها و داستان‎های پندآموز است که به صورت پی‎درپی آمده و هدف آن به ظاهر آگاه ساختن پادشاه و در واقع تنبیه و تنبه خواننده است. نویسندهٔ این کتاب، آن را در قرن ششم، از روی ترجمهٔ پارسی کتاب که در قرن چهارم انجام شده، بازنویسی کرده است. روند داستان دربارهٔ حکومت پادشاهی عادل به نام کوردیس است که در کشور هندوستان حکمرانی می‎نموده و پس از آنکه فرزندش تا سن جوانی هیچ علمی نیاموخت حکما و فلاسفه گرد آمدند و تدبیری اندیشیده وی را توسط یکی از آنان که سِندباد نام داشت، آموزش دادند. آنگاه تا رفع بلا و قضای آسمانی، هر روز به صورتی وزیران برای پادشاه حکایتی نقل می‎کردند و در انتهای کار نیز کلمات حکمت‎آموزی که لازمهٔ حکومت است، در هشت بند به عرض پادشاه رساندند. داستان سِندبادنامه با شکرگزاری پادشاه به داشتن فرزندی آراسته به زیور حکمت و کناره‎گیری از سلطنت به نفع وی و پرداختن به آخرت خاتمه یافته است.

    __________________


    › See More: سِندبادنامه
    آنان که علی خدای خود پندارند / کفرش به کنار عجب خدایی دارند

  2. کاربر مقابل از zelzeleh عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:


 

 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربران برچسب زده شده

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •