آیا اولین بازدید شماست؟ ثبت نام

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1
  1. #1
    Atash آنلاین نیست.
    افتخاری


    جشن فروردگان

    جشن فروردگان

    جشن فروردگان یا جشن همسپثمیدیه و یا همسپتمدم نام جشنی بوده که به مدت ده روز، در روزهای پایان سال برگزار می‌شده‌است. این جشن در دوران باستان، جشن فروهر‌ها یا روان درگذشته بود.
    تقسیم سال در ایران باستان
    سال در ایران باستان به دوازده ماه سی روزه و پنج روز که پنجه دزدیده یا اندرگاه نامیده می‌شد، تقسیم می‌گردید.
    همسپثمیدیه نام آخرین گاهنبار
    در اوستا از شش گاهنبار یا دورهٔ آفرینش نام برده شده‌است. هر کدام از گاهنبار‌ها مشتمل بر پنج روز است که آخرین روز آن جشن گرفته می شد. آخرین گاهنبار، همسپثمیدیه نامیده می‌شد که شامل پنج روز اضافی یا همان پنجه دزدیده بود و جای آن در پایان آخرین ماه، از ماههای سی روزه بود.
    زمان جشن
    زمان جشن ده روزهٔ همسپتمدم، از اشتاد روز (۲۶ اسفند) تا انیران روز (۳۰ اسفند) و پنج روز گاتا یا همان پنجه دزدیده (پنج روز اول فروردین) بود. لازم به تذکر است که تمامی روزهای یک ماه در گاه‌شماری زرتشتی نام مخصوص دارند. ابوریحان بیرونی چنین آورده که :این جشن ده روز طول می‌کشیده، آخرین پنج روز اسفند ماه را، نخستین فرورگان و پنجهٔ مسترقه یا وه را دومین فرورگان می‌گفته‌اند.
    عدم اجرای کامل کبیسه یا انجام کبیسهٔ ناقص همیشه در جابجایی زمان جشن‌ها ایجاد اشکال و اختلاف می‌نمود جشن فروردگان نیز چون جشن‌های دیگر از این قاعدهٔ جابجایی برکنار نبوده‌است.
    بازگشت درگذشتگان
    در تقویم مزدیسنا یی جشن سالانه به دنبالهٔ یک دورهٔ ده روزه، قرار دارد که همسپثه ئه دیه یا فروردیگان نامیده می شود. آخرین جشن، از شش جشن فصلی سال یا گاهنبار که آفرینش آفریده‌های مختلف را به یاد می‌آورد و آخرین آن، مربوط به خلقت انسان است. طبیعتاً این جشن مربوط به درگذشتگان است.
    روانهای درگذشتگان به ترتیب از بهشت و از دوزخ خارج می‌شوند و برای بازدید خانه‌هایشان می‌آیند. فدیه‌هایی تقدیم آنها می‌شود و کوشش می‌گردد که آنها راضی باشند. روانهای دوزخیان غمگین هستند و احساس یک زندانی را دارند که گریخته است و هر لحظه بیم آن را دارد که دوباره گرفتار شود. روانها ی بهشتیان شادند و شادمانی می‌کنند و دعای خیرشان را نثار افراد خانواده‌شان می‌نمایند. بنابر سنتهای دیگر این روانهای در گذشتگان نیستند که باز می‌گردند بلکه فروهر آنهاست. فروهرها قبل از تولد انسان و حتی قبل از آفرینش وجود داشته‌است. جشن مورد نظر همانطور که یک یادبود است، یادبود آفرینش مردمان، تجسمی از آینده نیز می‌باشد، تجسم رستاخیز.
    در فروردین یشت یشت سیزده بند چهل و نهم به بعد، آمده‌است که در مدت همسپتمدم، فروهرهای مؤمنان از اقامتگاه‌های خود می‌آیند و مدت ده شب در کنار مردمان می‌مانند. این جشن در ابتدا مربوط به مردگان بود. بعدها همسپتمدم به یادبود آفرینش انسان، اختصاص یافت.
    رسوم جشن فروردگان
    بازماندگان خانه و کاشانه را پاکیزه و تمیز می‌کردند و نقل و نبات و شیرینی و سبزی و انواع خوراکی در اتاق و بر بام می‌نهادند. دشمنی و بدخواهی را به دوستی تبدیل می‌کردند و همگان از هم خشنودی می‌طلبیدند تا فروهرها و روانان شادمان شوند و برای‌شان دعای خیر کنند و یاری‌شان دهند. یکی از جمله مهمترین مراسم این جشن افروختن آتش بود. مردم روی پشت بام‌ها آتش بر می‌افروختند و اعتقاد داشتند که با این کار فروهرها به طور گروهی مانند سپاه بازگشته و به بازماندگان کمک خواهند کرد. این رسم هنوز هم در بین زرتشتیان یزد و کرمان مرسوم است. این آغاز جشن فرودگان که با افروختن آتش همراه بود، بعد از اسلام تبدیل به چهارشنبه سوری شد.
    جشن ماهانهٔ فروردینگان
    در گاه‌شماری زرتشتی در هر ماه، در روزی که با نام آن ماه همنام می‌شد، جشنی برگزار می‌کردند، مانند جشن فروردینگان (۱۹ فروردین)، روز نوزدهم هر ماه «فروردین» نام دارد و نوزدهم فروردین جشنی برگزار می‌شد، به نام «فروردینگان» که به آن «فرودگ» نیز می‌گویند. لازم به یادآوری است که ابوریحان بیرونی در آثار الباقیه روز نوزدهم فروردین را که برابری نام روز و ماه بوده، فروردگان یاد کرده است.
    منابع

    • رضی، هاشم. گاه‌شماری و جشن‌های ایران باستان. تهران: انتشارات فروهر، ۱۳۵۸
    • کریستن سن، آرتور. نخستین انسان و نخستین شهریار. ترجمهٔ احمد تفضلی و ژاله آموزگار، جلد دوم. تهران: نشر نو، سال۱۳۶۸
    • موله. ایران باستان. ترجمهٔ ژاله آموزگار، چاپ سوم. تهران: انتشارات توس، ۱۳۶۵
    • بهار، مهرداد. از اسطوره تا تاریخ، گرد آورنده و ویراستار، دکتر ابولقاسم اسماعیل پور. تهران: نشر چشمه، ۱۳۷۶
    • عفیفی، رحیم. اساطیر و فرهنگ ایران در نوشته‌های پهلوی. چاپ اول. تهران: انتشارات توس ۱۳۷۴




    › See More: جشن فروردگان

    بهم گفتی خدا حافظ !

    منم میگم خدا سعدی ! که روی غنچه ی لبهات ، بشینه طرح لبخندی !!!

    بهم گفتی خداحافظ !

    منم میگم خدا عطار ! بدون جاوید می مونه ، تو و یاد اولین دیدار !!!

    بهم گفتی خداحافظ !

    منم میگم خدا سهراب ! خوشا آغوش داغ تو ، خوشا آن لحظه های ناب !!!

    بهم گفتی خداحافظ !

    منم میگم خدا خیام ! نشسته داغ آتیش لبت ، رو صفحه ی لبهام !!!

    بهم گفتی خداحافظ !

    منم میگم خدا جامی ! امیدوارم نشی هرگز ، اسیر تیر فرجامی !!!

    بهم گفتی خداحافظ !

    منم میگم خدا نیما ! منم عاشق ترین عاشق ، بدونه تو تک و تنها ...!!!

  2. کاربر مقابل از Atash عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:


 

 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربران برچسب زده شده

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •