§برنامه ريزي (Planning)
تعريف :برنامه ريزي عبارتستاز فرايندي داراي مراحل مشخص و به هم پيوسته براي توليد يك خروجي منسجم در قالبسيستمي هماهنگ از تصميم‌ها.شرح :برنامه ريزي يكي ازوظايف مديريت است. برنامه‌ريزي داراي انواع و اقسام مختلفي است و در سطوح مختلفمديريت شكل‌هاي متفاوتي از آن استفاده مي‌شود.
§2. بكارگماري (Staffing)
تعريف :كل وظيفه مربوط بهانجام امور مربوط به نيروي انساني در سازمان شامل جذب، استخدام، آموزش، فراهم‌آوريو نگهداشت شرايط كاري مناسب.شرح :بكارگماري يكي ازوظايف مديريت است. مديريت منابع انساني نيز حوزه‌اي است كه در وظيفه بكارگماري مي‌گنجد.
§3. بودجه‌بندي (Budgeting)
§4. تصميم‌گيري (Decision Making)
تعريف :تحليل گزينه‌هاي مختلفدر مورد يك موضوع و گزينش يك يا چند گزينه.شرح :برخي نويسندگان تصميم‌گيريرا يكي از وظايف مديران بر‌مي‌شمرند. برخي ديگر تصميم‌گيري را يكي از قدم‌هاي سايروظايف مديريت مي‌دانند. به عنوان مثال در برنامه‌ريزي، انتخاب گزينه‌هاي مختلف درمورد اهداف، است....
§5. رهبري (Leading)
§6. سازماندهي (Organizing)
تعريف :گروه‌بندي فعاليت‌هايضروري براي دستيابي به اهداف، تخصيص هر گروه از فعاليت‌ها به يك مدير به همراهقدرت و اختيار لازم براي نظارت بر آن، و تأمين هماهنگي افقي و عمودي در ساختارسازمان.شرح :سازماندهي يكي ازوظايف مديريت است. سازماندهي شامل فعاليت‌هايي براي طراحي ساختار سازماني، تعيينمسئوليت افراد و شرح وظايف آنها، طبقه‌بندي مشاغل، تفويض اختيارات و . . . است.
§7. سياستگذاري (Policy Making)
§8. كنترل (Control)
تعريف :وظيفه مديريتي كنترلعبارتست از اندازه‌گيري و اصلاح عملكرد براي دستيابي به اين اطمينان كه اهدافسازمان و برنامه‌هاي تدوين شده براي دستيابي به آن اهداف به سرانجام مي‌رسند.شرح :كنترل يكي از وظايفمديريت است. كنترل مديريتي معطوف به كل سازمان است اما در قالب روش‌هاي مشخص برايكنترل مالي، كنترل كيفيت و . . . نيز مطرح مي‌شود. كنترل به صورت ضمني فعاليتنظارت و ارزيابي را نيز شامل....
§9. گزارش‌دهي (Reporting)§10. نظارت (Supervision)
§11. هدايت (Directing)
تعريف :كار پيوسته تصميم‌سازيو بيان آنها در قالب دستورات مشخص و دستورالعمل‌ها و انجام وظيفه به عنوان رهبرسازمان.شرح :هدايت منابع انسانييكي از وظايف مديريت است. برخي از نويسندگان رهبري را معادل هدايت مي‌دانند. هم‌چنينبرخي به جاي واژه «هدايت» از واژه «رهبري» استفاده مي‌كنند.
§12. هماهنگي (Coordination)
تعريف :تمام فعاليت‌هاي مربوطبه برقراري ارتباط متقابل بين اجزاي مختلف كار.شرح :برخي نويسندگانهماهنگي را يكي از وظايف مديريت برمي‌شمرند در حالي كه برخي ديگر هماهنگي را اساسمديريت مي‌دانند و معتقدند كه هر يك از وظايف مديريتي اقدامي شامل هماهنگي است.
موضوعات اعم (1)§1. اجزاءمديريت
مقالات مرتبط (2)§1. 160نكته در مديريت : توصيه‌هايي براي مديران، سرپرستان وسرگروه‌‌هايي كه با انسان‌ها در ارتباط‌ندشيرخدا،الهه[تمام متن]
چكيده :يكي از ويژگي‌هايدوران معاصر، سرعت و شتابي است كه زندگي و كار به خود گرفته است. براساس ويژگي‌هاياين دوره، حتي ادبيات، روزنامه‌نگاري و اطلاع‌رساني نيز تغييراتي كرده ‌است. بهعبارت ديگر در حوزه داستان‌نويسي، پس از رمان‌هاي چند جلدي دهه‌هاي نخست قرنبيستم، شاهد ظهور داستان‌هاي ميني ماليستي و كوتاه هست....
§2. مسيرشغلي خود را انتخاب كنيد[تمام متن]
چكيده :شناخت مهارتهاي قابلانتقال يك قدم اساسي در برنامه‌ريزي شغلي است. مقاله حاضر توضيح مي‌دهد كه اينمهارتها چه هستند و كمك‌هايي را براي تشخيص و افزايش ميزان مهارتها و استفاده ازآنها در به دست آوردن يك موقعيت شغلي مناسب ارائه مي‌نمايد. انواع مهارتها، شاملمهارتهاي فني، مهارتهاي اكتسابي و مهارتهاي قابل ا....كليدواژه :مسير شغلي؛ مهارت؛‌مهارت‌هاي قابل انتقال؛ برنامه‌ريزي شغلي



› See More: وظایف مدیر