در تعريف حسابداری
هر واحد تجاری اعم از دولتی يا غير دولتی ، انتفاعی يا غير انتفاعی در جريان فعاليتهای خود در طول زمان ، معاملات و عمليات مالی متعدد و متنوعی نظير خريد و فروش اموال ، کالاها و خدمات ، دريافت و پرداخت پول ، اخذ و بازپرداخت وام و تسهيلات مالی انجام می دهد . اين معاملات و عمليات و وقايعی نظير کهنگی و فرسودگی اموال که به تدريج و با مرور زمان رخ ميدهد بر موسسه اثر مالی می گذارد . حسابداری رشته ای از دانش است که با کاربرد آن ، اطلاعات مربوط به معاملات و عمليات مالی و رويدادهای دارای اثر مالی بطور منظم :
جمع آوری ، تجزيه و تحليل ، اندازه گيری ( فرض واحد اندازه گيری بر حسب پول ) ، ثبت ( به ترتيب وقوع ) ، طبقه بندی ( در گروههای همگن ) و تلخيص و تجميع ( صورتهای مالی ) ميشود و در قالب گزارشهای مفهوم در اختيار اشخاصی قرار می گيرد که می خواهند درباره امور موسسه يا داد و ستدهای خود با آن آگاهانه تصميم بگيرند .
همان طور که در بالا گفتيم حسابداری رشته ای از دانش است ؛ اما آيا واقعاً اين طور است ؟
درباره حسابداری تعاريف مختلفی وجود دارد که حسابداری را علم ، فن ، فرآيند و حتی هنر ناميده اند .
در يک نگاه کلی فن و هنر بودن حسابداری کاملاً کنار گذاشته می شود . اما اين مطلب باقی می ماند که آيا حسابداری يک شاخه از علم و دانش است و يا يک فرآيند ؟
به نظر من حسابداری بيشتر از اينکه يک علم باشد يک فرآيند است . زيرا در يک سيکل کامل اطلاعات به عنوان ورودی سيستم وارد ميشوند و صورتهای مالی به عنوان خروجی ، خارج ميشوند . پس ناگفته پيداست که حسابداری يک سيستم است که اطلاعات ، ورودی آن و صورتهای مالی به عنوان آخرين مرحله از عمليات حسابداری به عنوان خروجی آن در نظر گرفته ميشوند .
همين پيروی از يک سيکل منظم دليلی است برای فرآيند بودن حسابداری . امروزه يک سيستم حسابداری خوب و منطبق با نيازهای موسسه رمز موفقيت يک موسسه است . سيستم حسابداری که بهتر و کارا تر عمل کند ، می تواند موسسه را به اهداف خود نزديکتر کند . زيرا اين نوع سيستم مديريت را آگاه ميکند که هر تصميم را در چه زمان و چگونه بايد عملی کرد .





اول بپردازیم به مفهوم واژه های علم و فن:
علم :
"علم" مجموعه اي از دانسته هاي سيستماتيك و طبقه بندي شده است كه بر پايه ي يك تئوري مركزي و چند اصول كلي بها نهاده شده است و توانايي پيش بيني رويدادها را دارد.
(واژه‌ای عربی از ریشه علم به معنای آموختن) ساختاری است برای تولید و ساماندهی دانش دربارهٔ جهان طبیعی در قالب توضیح‌ها و پیش‌بینی‌های آزمایش‌شدنی. یک معنای قدیمیتر و نزدیک که امروزه هنوز هم به کار می‌رود متعلق به ارسطو است و دانش علمی را مجموعه‌ای از آگاهیهای قابل اتکا می داند که از لحاظ منطقی و عقلانی قابل توضیح باشند
فرضيه هاى علمى، بايد توانايى پيش بينى هاى (Prediction) خاصى را داشته باشند و پيش بينى بايد با آزمايش ها و سنجش هاى ملموس و عينى آزمون شود، اگر نتايج به دست آمده با فرضيه سازگار باشد، در آن صورت دانشمندان احتمال مى دهند كه فرضيه شان درست است، اما نياز به آزمايش هاى بيشترى براى تائيد درستى آن است. پوپر[1] معتقد است نظريه هاى علمى به زبانى دقيق بيان مى شوند، بنابراين پيش بينى ها مشخصى مى كنند. حال اگر اين پيش بينى هاى آزمون پذير نباشد، آن نظريه غيرعلمى است. مثلاً قوانين نيوتن دقيقاً به ما مى گويند كه فلان سياره، در زمان مشخصى در كجا ظاهر خواهد شد. حال اگر اين پيش بينى محقق نشود، مى توانيم مطمئن شويم كه نظريه اى كه بر آن تكيه كرده، باطل است.
استنتاج[2] استقرايى[3] از زمان «بيكن» تا امروز به عنوان نظريه روش علمى شناخته شده، اما قرن بيستم بيشتر نقد استقراگرايى بوده است تا پذيرش و بسط آن. همان گونه كه بيان شد، انديشه اصلى استقراگرايى بر اين مبناست كه علم از مشاهده آغاز مى شود و مشاهدات به تعميم ها و پيش بينى ها مى رسد.
فَن :
واژه‌ای فارسی به معنی راه و روش و شگرد و مهارت‌های انجام کاری است. واژه فن کوتاه‌شدهٔ فند است که در فارسی به همان معنای شگرد است و ترفند از آن ساخته شده به معنای «فن شگفت‌انگیز» (مقا: تردستی). فند دگرگون‌شده پند[4] است و واژه فارسی فن به زبان عربی راه یافته و با جمع فنون در فارسی نیز استفاده شده‌است.

تعاریفی برای حسابداری :
1- حسابداری فن طبقه بندی ، تلخیص و ... بود ولی در دنیای امروزه میشه گفت با توجه به وسعت و استفاده آن و اعمال تزهای جدید جهت سود آوری بیشترشركتها بصورت علم عنوان میگردد
2- حسابداری طبق تعریف انجمن حسابداران خبره آمریكا عبارتست از فن ثبت ،تلخیص و طبقه بندی رویدادهای مالی ،به نحوی كه نتایج آن در موقع نیاز جهت استفاده كنندگان این اطلاعات در دسترس باشد
3- حسابداری علم بکارگیری فنون برای ثبت آمار و اطلاعات است
4- از حسابداری تعاریف متعددی موجود است که در بعضی از موارد به علم وبعضی دیگربه فن تعبیر شده است
v ولی در کل حسابداری را علم بکارگیری فنون ثبت و طبقه بندی اطلاعات و گزارش دهی می نامند که این تعریف از نظر آقای دکتر نوروش معقول میباشد.


دلایل برای ثابت کردن فرضیه علم یافن بودن حسابداری :
حسابداری علم یا فرایند است؟!

v حسابداری یک علم است ؟
"علم" مجموعه اي از دانسته هاي سيستماتيك و طبقه بندي شده است كه بر پايه ي يك تئوري مركزي و چند اصول كلي بها نهاده شده است و توانايي پيش بيني رويدادها را دارد.
بر اساس تعريفي از علم كه آقاي كوهن [5] ارائه نموده اند :
پس از خصوصيات مهم علم ، توان پيش بيني آن است .
چون در این زمینه نظریه ها مختلفی داده شده بنا براین سعی ما دراین خواهد بود که به صورت مقایسه ای نظریه ها یک نتیجه گیری کلی کنیم.ابتداتعریف از حسابداری را بیان می کنیم:جمع آوری اطلاعات ، اندازه گیری ، تجزیه تحلیل و ثبت رویداد مالی و ارائه گزارشات مالی به مدیران و علاقه مندان به نحوی که بتوانند تصمیم گیری کنند.اما هدف ما از این تعریف: حسابداری می تواند یک فرایند باشد داده ها( اطلاعات مالی) از یک طرف داخل ان می شوند و یکسری عملیات ( اندازه گیری ، تجزیه و تحلیل و ثبت رویداد مالی در دفاتر ) و ستاده ها ( گزارشات مالی ) می باشد اما در حسابداری نظریه های مختلفی داده شده , بعضی هاحسابداری را یک حرفه می دانندو می شناسند. بعضی ها آن را علم می دانند ولی بعضی ها حسابداری را به عنوان علم قبول ندارند. ازنظر آنها علم چیزی است که اثبات شده باشد یعنی ازچند روش ,که یک مسئله حل شود یک جواب بدست می آید به نظر این دسته حسابداری روشی که در آن مسئله ای اثبات شده باشد نیست می توان گفت که این حرف تقریبادرست است(ازیک دیدگاه) مثلا ما در روش انبار داری از روش ها ی مختلفی مانندFIFO LIFO, استفاده می کنیم و جواب ها مختلفی بدست می آوریم ولی از دید دیگر می توان خلاف این تعریف را اثبات کرد ما در حسابداری فرمولی داریم که اثبات شده است همانند Y=a+bxدرریاضی و mv2 K= 1/2 در فیزیک
و .... درحسابداری سرمایه + بدهی ها = دارایی ها. پس حسابداری هم میتواندعلم باشد.
v حسابداری یک حرفه است ؟
ما در اینجاحسابداری را با دو حرفه مقایسه می کنیم:
بسیاری از بزرگان حسابداری را به عنوان یک حرفه میشناسند.
همانگونه که میدانیم در مهندسی استانداردهاو اصولی هستند که طبق انها یک مهندس کار میکند تا بتواند چیزی را طراحی کند حالا به نظر شما این مهندسی علم نیست؟ !
یک مهندس علوم را می خواند و طبق ان علوم ( استاندارد ها و اصول) شروع به کار میکنند امابه نظر شما حسابدار نیز طبق استاندارد ها واصول کار نمی کند ؟! ما درحسابداری همانند مهندسی اصولی و استاندارد ها یی داریم (البته ناگفته نماند که استاندارد ها تغییر میکند اما اصول این چنین نیست).
با توجه به تعاریف ارائه شده از علم ، فن در فوق و راه های حصول آگاهی و کسب دانش (روش اقتدارگرایی ، روش عرفانی و روش عقل گرایی) و روش های تحقیق در علوم (روش یا توضیح قیاسی و توضیح استقرایی) و روش های صورت بندی نظریه های حسابداری(روش قیاسی ، روش استقرایی ، روش حرفه ای ، روش اخلاقی، روش استفاده از تئوری رفتاری و روش تلفیقی) و ذکر این موضوع که در راه صورت بندی نظریه های حسابداری در هر جامعه ای مشکلات خاص و منحصر به فرد وجود دارد و به همین علت اصول ، مفروضات و میثاقهای حسابداری هر جامعه ای با سایر جوامع متفاوت می باشد و حتی در یک مقطع زمانی نسبت به گذشته ممکن است این اصول ، مفروضات و میثاق ها متفاوت باشد (به دلیل تغییر در محیط اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی آن جامعه)
پس می توان ادعا علم بودن حسابداری را رد نمود.زیرا حسابداری در اثبات نظریه های خودتنها از دو روش قیاس و استقراء استفاده نمی کند وحتی در بسیاری از مواقع دیده شده است که بسیاری از استانداردهای حسابداری در جوامعه ای به روش قیاس یا استقراء به اثبات رسیده اند.
ولی همین استاندارد توسط جامعه حسابداری مورد قبول و استفاده قرار نگرفته است که به رغم آن هیات های تدوین استانداردهای حسابداری همان جامعه این استانداردها را لغو یا اختیاری (نه اجباری) نموده است.
در پایان گفتنی است که امروزه حسابداری همانند همه ی علوم ، فنون و دانش ها از دستاوردهای سایر علوم ، فنون و دانش ها استفاده بی شمار می کند و روند آینده حسابداری در قرن 21 استفاده بی شمار از تمامی علوم ، فنون و دانش ها است ولی به دلایلی که ذکر شدخود به علم تبدیل نشده است.
حسابداری علمی است که باید به همراه فنون آن به کار گرفته شود
یعنی یک حسابدار برای حسابدار شدن باید اول علم حسابداری را داشته باشد و برای به کار گیری آن در مهارتهای گوناگون از فن حسابداری استفاده کند :
علم: طبقه بندی و تلخیص
اما فن :توان تولید و افزایش فروش و سود اوری
در اکثر کتابها دیده شده حسابداری را علم و یا فن گفته اند .
حسابداری هم میتواند حرفه و فن باشد. همانگونه که فن و حرفه خلق کردن چیزی است حسابداری هم می تواند خلق کننده باشد اما چگونه؟
یک حسابدار هنرمند باید ازهنر خودش استفاده کند تابتواند چیزی به نام سود را خلق کند ( به کمک مدیریت) را هنمایی وی و شناسایی های هزینه ها اضافی و کم کردن انها و افزایش در امد خود یک هنر است که منجر به خلق سود می شود.


› See More: تعريف حسابداری